<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دلنوشته هاي محمود گبرلو</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Apr 2008 06:23:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ذوق زدگی </title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دیروز روزنامه بانی فیلم را میخواندم . چشم ام به یادداشت محمد حقیقت افتاد که تعریف میکرد چه ترفندهایی بکار برده تا توانسته فیلم&quot;ترانه تنهایی تهران&quot;ساخته سامان سالور را در آخرین لحظه وارد بخش مسابقه جشنواره کن کند! دیگر از این افتضاح تر نمی شد! که یک نفر با خواهش و تمنا و التماس از مدیران جشنواره بخواهد که این فیلم را بپذیرند و آنان در رودربایستی بپذیرند. معمولا درهر جشنواره ای این رایزنیها در حد معمول انجام میشود اما نه اینقدر با خفت و خواری ! و البته این مکاتبات نشان داد جشنواره ها خیلی اهل قانون نیستند و رابطه نقش اصلی را دارد! متاسقانه سامان سالورهم در مصاحبه های خود پذیرفتن فیلمش و حضور در جشنواره کن را مایه افتخار ایران دانست اما افشای پشت پرده این پذیرش ضربه بزرگی به فیلم و سالور و ایران زد و خوب بود سالور با این افشاگری که حقیقت از روی سادگی انجام دادو بانی فیلم هم با شور و شوق بچاپ رساند از حضور خودداری میکرد&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 06:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شگفتی دوباره</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوباره میرکریمی با فیلم به همین سادگی شگفتی آفرید! زنی که در این فیلم میبینیم یک عروسک رایج در فیلم های امروزی سنمای ایران نیست . یک زن خیابانی و لگرد رایج در فیلم های ایرانی نیست بلکه یک زن اصیل و با هویت ایرانی است که ما - ونه اطرافیانش- لحظاتی از دغدغه های درونی او را می بینیم و سپس - به زعم من-باهمان فداکاری و ایمانش به تحکیم خانواده مسیر متعالی اش را طی میکند و در این میان تماشاگر می ماند با هزاران دغدغه و سوال که چرا نسبت به برخی آدمهای دور و بر خود که تلاش شان باعث نجات جامعه میشود بی تفاوت است و باید تلنگری به خود زد و اطرافیان را بهتر دید.با اینکه بدون هیچگونه دخل و تصرفی زندگی ساده یک زن را می بینیم و انگار که فیلم نمی بینیم اما لحظه لحظه های فیلم سرشار از زبان و ادبیات قدرتمند سینماست. و میرکریمی نشان داد میتوان روی مرزهایی حرکت کردو بدون هرگونه آسیب دیدگی پیروزیهایی رابدست آورد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Apr 2008 06:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آنچه آوینی بود</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;۲۰ فروردین سالگرد شهادت آوینی عزیز بود اما امسال به این شخصیت عزیزکمتر توجه شد و مطبوعات هم کمتر به آن پرداختند. تنها یک مراسم رسمی در سالن وزارت کشور برگزارشد که بسیار متفاوت و البته متناسب با روحیه آن شهید بزرگوار بود! واقعیت این است هم اکنون برداشت های متفاوت و گاه عجیب غریبی از شهید آوینی می کنند.همان گروهی که شاید بزعم ما در دوران حیات او به او حمله ور می شدند هم اکنون مدافع سرسخت او هستند و آنانی که بازهم شاید به زعم ما در دوران او با او همراه و همدل بودند امروز در گوشه ای نشسته اند و دم نمیزنند.در این میان عده ای هستند که از ابتدا همراه او بودند و هم اکنون نیزبه عنوان ادامه دهنده راه او با جدیت تلاش می کنند.حقیر به عنوان کسی که در آن ایام پیگیر نوشته ها و برنامه های ایشان بودم و چند باری هم با یکدیگر گفتگوی تلفنی و حضوری داشتم -که گاه به بحث و جدل کشیده شد- در آن ایام احساس می کردیم پدیده جدیدی در عرصه روشنفکران دینی در حال ظهور است که باید حمایت کرد. به همین دلیل در درج دیدگاه های او در روزنامه ای که بودم تلاش می کردم . اما در مجموع معتقدم آوینی شخصیت چند وجهی داشت که هم اکنون هر کسی با سلیقه های متفاوت امابراساس همان چند وجهی بودن مدافع اوست. آوینی در دفاع از عرصه های دفاع مقدس همانی بود که می بینیم اما در مسایل فرهنگی جامعه آینده نگری و روشنفکری هایی داشت که برخی متدینین آن ایام تاب تحمل نداشتندو حتی او را تا حد ملحد معرفی کردند که البته الان مدعی هستند ما روزنامه نگارانی بودیم که بایدبه نقد و تحلیل می پرداختیم.ولی آنچه آوینی آن ایام دیده بودجامعه امروزبه آن مبتلا شده و جبران خسارت وارده نیزبه این آسانی نیست.خداوند روحش را شاد فرماید. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Apr 2008 04:30:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زن دوم پر دردسر</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;بنابردعوت سرکار خانم ولی مراد که در جشنواره فیلم کوثر با هم داور بودیم برای حضور در برنامه زنده تلویزیونی اردیبهشت که از شبکه چهار پخش می شود دعوت شدم تا در باره سریال های تلویزیونی ایام نوروز که به بحث تحکیم روابط خانوادگی می پردازند به گفتگو بپردازیم. پذیرفتم و در موعد مقرر در استودیوحاضرشدم و هنوز دقایقی گپ اولیه نزده بودیم که برنامه روی آنتن رفت و بحث آغاز شد. ولی برخلاف موضوع تعیین شده مجری بحث را به سمت اینکه چرا سریالهای تلویزیونی تبلیغ ازدواج زن دوم را می نمایند کشاند و اصرار داشت من بپذیرم و در این مورد توضیح بدهم که این کار غلط تلویزون و بالطبع آقایان باعث ترویج روابط جنسی و شکستن اهمیت محیط خانواده می شود. من که براساس دانش و تخصص ام خودم را برای بحث تکنیکی و محتوایی سریالها آماده کرده بودم و درکل هم موافق مطرح کردن معضلات جامعه ازجمله همین ازدواج های آشکار و پنهان آقایان - که به نظرم اشتباه ظالمانه ای است -از صدا و سیما بودم از این موضع تعجب کردم و متاسفانه چون برنامه زنده بود نمیتوانستم اعتراضی بکنم و باید گفتگو را ادامه میدادم. خوشبختانه آنچه که آماده کرده بودم را بیان کردم و مجری محترم نیز اصرارخودش را داشت تا اینکه برنامه به پایان رسید... ولی تجربه ای شد که هم برنامه ریزان شبکه چهار در نحوه بیان موضوع بحث و هم من برای حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی قدری تامل کنیم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 09 Apr 2008 13:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سینماو&quot; نوآوری و شکوفایی&quot;</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;در سال &quot; نو آوری و شکوفایی&quot; جایگاه سینما کجاست؟ مسئولین سینمایی چه حرکت ها و برنامه هایی دارند ؟ هنرمندان چه میخواهند بکنند؟ و آیا اصلا آنها باید کاری بکنند ؟ مگر نه اینکه آنان مرکز نو آوری و خلاقیت هستند پس اگر در این سال نتوانند حضور داشته باشند چه سالی باید به میدان بیایند.! ولی فکرمی کنم این نوآوری و شکوفایی با آن نوآوری و شکوفایی خیلی فرق داشته باشد . در این کشور پهناور استعدادهای درخشانی خارج از حوزه هنر وجود دارند که در گمنامی تمام حرکت های بزرگ و شگفت آوری خلق کرده اند که افتخار همه ایرانیان محسوب می شوند اما معلوم نیست چرا پنهان مانده اند و شاید خود نخواستند آشکار شوند ولی زمان آن رسیده است به آنان نیز توجه شود و صدالبته سینما در نمایش آنان میتواند نقش اصلی ایفا کند به شرط آنکه دوستان سیاستگذار فرهنگی ویا فیلمنامه نویسان محترم و یا تهیه کنندگان و کارگردانان عزیز به آنها هم نگاهی بیاندازند!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Apr 2008 20:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هزار چهره ی موفق</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;انصافا نمی توان از طنز زیبای مهران مدیری در ایام عید گذشت. سریال مرد هزار چهره ار جمله سریالهای زیبا و عمیق تلویزیون و متفاوت از سایر آثار سطحی و کم عمق و گاه زیرک مدیری بود.هرچند گاهی دچارضعف هایی بود که حوصله را سر میبرد اما در مجموع میتوان به آن اندیشید و درباره آن گفتگو کرد.بالاخره مدیری توانست از آنچه که باعث می شد اورابه سقوط بکشاندنجات یابد و مسیری را در طنزو برنامه سازی طنز پیدا کند که هم قابل قبول مردم باشد و هم منتقدین.تلویزیون به شدت به چنین برنامه هایی  احتیاج داردو اگر مدیری همچنان از گروه کلیشه ای خود خارج شود طبعا موفق تر خواهد بود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Apr 2008 11:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدري تامل بد نيست</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دوباره عيد آمد و نمايش فيلم هاي سينمايي و سريالهاي كمدي در تلويزيون شروع شد . سعي ميكنم تقريبا به همه نگاهي بياندازم تا ببينم چي دستگيرم ميشود. ماشاالله تلويزيون به همه سليقه ها ارادتي دارد و هركس با هر گرايشي ميتواند چيزي بدست آورد. اما اينكه چقدر ارزشمند است مهم است كه البته اجازه بدهيد بماند براي بعد از تعطيلات و اينكه آيا شرايط براي اظهار نظر مناسب است يا خير. چون روزي درباره سريال برره نظري را مطرح كردم كه همان باعث شد تا چند سال از حضوردربرنامه هاي تلويزيوني محروم شويم و يا برخي روزنامه ها تمايلي براي چاب يادداشت هايم نداشته باشند . خاطره اي بگويم بعد نيست ... &quot;روزي يكي از مسئولين صفحه هنري يك روزنامه بر تيراژ زنگ زد و گفت : اي آقا كجاييد ؟چرا به ما مطلب نميديد؟ما را بهره مند بفرماييد. بالاخره با اصرار، درباره موضوعي با هم توافق كرديم و در اين ميان موضع خودم رو نسبت به موضوع هم مطرح كردم. فرمودند: خيلي جالبه ! ما هم موافق هستيم. بنويسيد تا سريع چاب كنيم. حقير هم  بنجشنبه، جمعه اي وقت گذاشتم ، نوشتم و فرستاديم . چند روزي روزنامه خريدم ديدم خبري نيست! به آن خانم بزرگوار زنگ زدم و گفتم چي شد؟ فرمودند : بابا ! ما ديگه از شما اين انتظار رو نداشتيم. موضع تان خيلي تند و تيز در رد موضوع است . ما ترجيح ميدهيم در اين شرايط قدري ملايمتر موضع بگيريم. انشالله براي مطلب بعدي در خدمتتان خواهيم بود !! &quot; بنابراين قدري تامل بد نيست.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Mar 2008 06:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شيطنت هاي ژورناليستي</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مدتي رييس انجمن منتقدان و نويسندگان سينمايي بودم و بعد دوستان ديگري آمدند و اين مسئوليت را بعهده گرفتند . چندي قبل مجمع عمومي بود . وقتي وارد سالن شدم ناگهان جمعي گفتند: به به! فلاني خودش آمد و بايد توضيح بدهد. برسيدم قضيه چيست؟ گفتند شوراي مركزي ميگويد در دوره شما همه مدارك و اسناد گمشده و يا آتش زده شده!! تعجب كردم . چون معتقد بودم صادقانه براي انجمن خدمت كرده بوديم نوبت گرفتم و به بالاي سن رفتم . داستان وضعيت دوره خودمان را توضيح دادم و گفتم آناني كه معتقد به انحلال انجمن بودند و حتي رفتند انجمن مستقلي تشكيل دادن بس از آمدن ما اصلا اسنادي به ما تحويل ندادند كه ما موظف باشيم هنگام خداحافظي تحويل بدهيم ولي با اين حال  در هنگام خداحافظي هر چه اسناد اداري و مالي بود طبق صورتجلسه اي تحويل داديم و تصويرهاي آن هم موجود است. فهميدم برخي شيطنت كرده بودند،خودشان مسايلي داشتند كه مايل نبودند اعضا ذهن شان درگير آن شود بنابراين ما را هدف قرار دادند يعني از همان شيوه شيطنت آميز ژورناليستي استفاده كرده بودند &quot;گمراه كردن مخاطب از خبر اصلي&quot;و تعجب كردم از اينكه چرا برخي دوستان كه خود با اين ترفند آگاهند باور كردند . بهرحال همان قضايا باعث شد به اسنادي دست بيدا كنم كه مسايل زياد و مهمي را افشا ميكند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Mar 2008 19:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بي حوصله گي هاي عيد</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;يكي از بي حوصله گي هايم در عيد رفتن به سفر است . سال گذشته به اتفاق خانواده تصميم گرفتيم سفري به شيراز داشته باشيم . شال و كلاه كرديم و خوش و خندان راه افتاديم . چشمتان روز بد نبيند در اين چند روز جلوي خانواده كاملا شرمنده شديم ؛ چون اونقدر ترافيك متعدد داشتيم كه اصلا نفهميديم چي شد . باور بفرمائيد حتي نتوانستيم براي زيارت وارد شاهچراغ و يا حافظيه بشويم . باغ هاي مشهور هم آنقدر مملو از جمعيت بود كه حتي جاي سوزن انداختن نبود .همان جا تصميم گرفتيم ايام عيد را در همين تهران باشيم و استراحت كنيم . برخي از دوستان و اقوام به سفرهاي داخلي و خارجي رفتند،اميدوارم به آنها خوش بگذرد؛مثل اخوي ،آقا سعيد ، كه به مالزي رفتند و يا ،آقا مجيد ،كه به شمال رفتند و يا دوست گرانقدرم آقا محسن رباني كه به سفر حج عمره مشرف شدند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 24 Mar 2008 08:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شتابزدگي غير منصفانه</title>
<link>http://gabarloo.blogfa.com/post-2.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;مجيد مجيدي عزيز كه هم اكنون در داخل كشور به عنوان يك فيلمساز حرفه اي و متعهد كه دغدغه مضامين اجتماعي با زيربناهاي ديني را دارد و در خارج از كشور به عنوان يك فيلمساز ايراني ، مشهور و معروف است درمراسم انجمن روزنامه نگاران مسلمان، بدون هماهنگي قبلي - چون خودم دست اندركار همان مراسم بودم -متني را در دفاع از حرمت رسول اكرم (ص) در مقابل توهين هايي كه شده است خواند اما متاسفانه برخي كه تا روز قبل او را مورد تجليل قرار ميدادند در مقالات روزنامه هاي خود به او حمله كردند كه از او به عنوان يك هنرمند انتظار نداشتند!! اين در حالي بود كه همين عزيزان وقتي هنرمندان خارجي مشهور، مطلب يا بيانيه اي در دفاع از مظلومي در سراسرجهان صادر ميكنند با آب و تاب فراوان منتشر ميكنند كه نمونه فراوان است . و اين امري طبيعي در سراسر جهان است كه هنرمندان مشهور وقتي در چنين جايگاهي قرار ميگيرند حركت هايي انسان دوستانه بر اساس اعتقادات و ديدگاههاي خود انجام ميدهند ولي متاسفانه دوستان داخلي قدري عجله كردند !! و شتابزده حتي مجيدي را مورد تهمت قرار دادند . &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Mar 2008 03:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gabarloo&amp;postid=2</comments>
<dc:creator>gabarloo</dc:creator>
<guid>http://gabarloo.blogfa.com/post-2.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
