تبليغاتX
دلنوشته هاي محمود گبرلو - بي حوصله گي هاي عيد

يكي از بي حوصله گي هايم در عيد رفتن به سفر است . سال گذشته به اتفاق خانواده تصميم گرفتيم سفري به شيراز داشته باشيم . شال و كلاه كرديم و خوش و خندان راه افتاديم . چشمتان روز بد نبيند در اين چند روز جلوي خانواده كاملا شرمنده شديم ؛ چون اونقدر ترافيك متعدد داشتيم كه اصلا نفهميديم چي شد . باور بفرمائيد حتي نتوانستيم براي زيارت وارد شاهچراغ و يا حافظيه بشويم . باغ هاي مشهور هم آنقدر مملو از جمعيت بود كه حتي جاي سوزن انداختن نبود .همان جا تصميم گرفتيم ايام عيد را در همين تهران باشيم و استراحت كنيم . برخي از دوستان و اقوام به سفرهاي داخلي و خارجي رفتند،اميدوارم به آنها خوش بگذرد؛مثل اخوي ،آقا سعيد ، كه به مالزي رفتند و يا ،آقا مجيد ،كه به شمال رفتند و يا دوست گرانقدرم آقا محسن رباني كه به سفر حج عمره مشرف شدند.

+ محمود گبرلو دوشنبه 5 فروردین1387 |