تبليغاتX
دلنوشته هاي محمود گبرلو

دیروز روزنامه بانی فیلم را میخواندم . چشم ام به یادداشت محمد حقیقت افتاد که تعریف میکرد چه ترفندهایی بکار برده تا توانسته فیلم"ترانه تنهایی تهران"ساخته سامان سالور را در آخرین لحظه وارد بخش مسابقه جشنواره کن کند! دیگر از این افتضاح تر نمی شد! که یک نفر با خواهش و تمنا و التماس از مدیران جشنواره بخواهد که این فیلم را بپذیرند و آنان در رودربایستی بپذیرند. معمولا درهر جشنواره ای این رایزنیها در حد معمول انجام میشود اما نه اینقدر با خفت و خواری ! و البته این مکاتبات نشان داد جشنواره ها خیلی اهل قانون نیستند و رابطه نقش اصلی را دارد! متاسقانه سامان سالورهم در مصاحبه های خود پذیرفتن فیلمش و حضور در جشنواره کن را مایه افتخار ایران دانست اما افشای پشت پرده این پذیرش ضربه بزرگی به فیلم و سالور و ایران زد و خوب بود سالور با این افشاگری که حقیقت از روی سادگی انجام دادو بانی فیلم هم با شور و شوق بچاپ رساند از حضور خودداری میکرد

+ محمود گبرلو یکشنبه 8 اردیبهشت1387 |

دوباره میرکریمی با فیلم به همین سادگی شگفتی آفرید! زنی که در این فیلم میبینیم یک عروسک رایج در فیلم های امروزی سنمای ایران نیست . یک زن خیابانی و لگرد رایج در فیلم های ایرانی نیست بلکه یک زن اصیل و با هویت ایرانی است که ما - ونه اطرافیانش- لحظاتی از دغدغه های درونی او را می بینیم و سپس - به زعم من-باهمان فداکاری و ایمانش به تحکیم خانواده مسیر متعالی اش را طی میکند و در این میان تماشاگر می ماند با هزاران دغدغه و سوال که چرا نسبت به برخی آدمهای دور و بر خود که تلاش شان باعث نجات جامعه میشود بی تفاوت است و باید تلنگری به خود زد و اطرافیان را بهتر دید.با اینکه بدون هیچگونه دخل و تصرفی زندگی ساده یک زن را می بینیم و انگار که فیلم نمی بینیم اما لحظه لحظه های فیلم سرشار از زبان و ادبیات قدرتمند سینماست. و میرکریمی نشان داد میتوان روی مرزهایی حرکت کردو بدون هرگونه آسیب دیدگی پیروزیهایی رابدست آورد!

+ محمود گبرلو یکشنبه 8 اردیبهشت1387 |