تبليغاتX
هزار راه ... گاه نوشته های محمود گبرلو
شما حتما صاحب این عکس را می شناسید ... بزودی درباره او خواهم نوشت

+ نوشته شده توسط در 88/07/27 و ساعت |

شرکت در چند نمایشگاه چاپ روزنامه و مجله و بازدید از کارخانه کاغذ سازی بهانه ای شد تا سفری به چند کشور اروپایی و بعد روسیه داشته باشم. ابتدا به فرانسه (پاریس) رفتم و بعد بلژیک ( بروکسل) و بعد هلند (آمستردام)  و در پایان هم سر از روسیه در آوردم . دیدن پاریس با آن همه زیبایی اش بخصوص موزه لوور برایم بسیار جذاب و دیدنی و ماندگار بود هر چند از دیدن آثار گرانبهای ایرانی در لوور غمگین شدم .  بروکسل حوصله ام رو سر برد و آمستردام هم زیبایی اش بسیار خیره کننده بود . روسیه بسیار متفاوت از اروپاست . هم مردمش و هم فرهنگ و آثار دیدنی اش. دنیای خاص خودش را دارد.بخصوص زمانی که برای دیدن جنازه لنین بالای سرش قرار میگیرید! علیرغم همه این جذابیتها ایران چهار فصل خودم یک چیز دیگه است . دیدن چند عکس از این سفرها در وبلاگ شاید برای شما خالی از لطف نباشد و برای ما هم ...؟!.

گبرلو - پاریس -  برج ایفل

گبرلو - کارخانه کاغذ کندوبوگا

موزه لوور - پاریس-  گبرلو

پاریس-  گبرلو-آثارایرانی در موزه لوور

گبرلو -  بروکسل

گبرلو -  روسیه  - موزه آرمیتاژ

از راست آقایان نماینده کارخانه کاغذ کندوبوگا - امیری - جلالی پور- مقدم -گبرلو- ساور - مترجم - یعقوبی   -   روسیه

گبرلو- روسیه- مجسمه الکساندر سِرگِیویچ پوشکین شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است. او در ۶ ژوئن ۱۷۹۹ در شهر مسکو چشم به جهان گشود و در ۱۰ فوریه ۱۸۳۷ در سن پترزبورگ درگذشت. او بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند

 

روسیه - گبرلو - ساور - مقدم در جلسه با مدیر کارخانه کاغذ کندوبوگا

 

گبرلو - میدان سرخ مسکو-  روسیه

گبرلو - موزه آرمیتاژ

گبرلو    روسیه  کارخانه کاغذ کندوبوگا

گبرلو  مقدم  روسیه  کاغذ

روسیه - با همراهان و هواپیمای اختصاصی - گبرلو

گبرلو در بازدید از یک کلیسا روسیه که با سازهای بادی موسیقی مینواختند

گبرلو -  آمستردام

گبرلو-  روسیه - میدان سرخ مسکو - قبر لنین

+ نوشته شده توسط در 88/07/25 و ساعت |

" این مطلب را زمانی نوشتم که شایعه شده بود جواد شمقدری برای وزارت ارشاد نامزد است . حال که او به سمت معاونت سینمایی وزارت ارشاد منصوب شده است با قدری اصلاح آن را دوباره در وبلاگ قراردادم  شاید مرور دوباره آن کمکی به جواد شمقدری عزیز باشد "

جواد شمقدرِی فیلمساز هم اکنون به یک شخصیت محوری در دولت تبدیل شده که میتواند تاثیر گذار باشد..واقعیت این است که  هنرمند ماندن برای او در این شرایط میتواند یک امتیاز باشد اما او  مسئولیت دولتی را با همه ریسک ها و جسار ت هایش پذیرفت تا بتواند هم گام جدیدی در مسیر فکری و کاری خود بردارد و هم به اهدافی که سالها درنظر داشت نزدیک تر شود . پس جواد شمقدری ای که در این سکان قرار گرفته و قصد دارد به اهدافش برسد باید چند نکته مهم را رعایت کند و گرنه شاید همان هنرمند هم دیگر نباشد و این برای مسیر کاری او یک شکست است . اولین حرکت تبیین درست از مهندسی سینمای پس از انقلاب است که  میتواند آغاز گرو بنیانگذار یک حرکت نوین در سینمای ایران باشد . واقعیت این است که سینمای امروز ایران از لحاظ استراتژی و سیاست بسیار پراکنده و آشفته است .سینمای امروز ایران که بیش از سی سال از عمر بعد از انقلابش می گذرد با نوآوریها و خلاقیت وتربیت نیروهای ارزشمند نیاز به یک برنامه اصولی برمبنای اصولگرایی دینی دارد. نکته دیگر تبیین  دیدگاه ریس جمهور و دولت در خصوص هنر و سینما است که متاسفانه زیاد شفاف نیست . به همین دلیل هم آن جلسه سینماگران با رئیس جمهور و هم موج حمایت از رئیس جمهور در انتخابات آبرومندانه نبود . جواد شمقدری در این شرایط باید صمیمانه و درست - تصویر روشنی از دیدگاه رئیس جمهور ارایه دهد. دومین حرکت جمع کردن مجموع هنرمندان سینما در زیر  چتر مهربانی و مهرورزی است در یک فضای مهرورزی و مهربانی همراه با ارایه ایده های ناب و امیدوارکننده میتوان با آنها به گفتگو نشست . هنرمند هدفش خدمت به مردم و ارایه دیدگاه و نظرات اش در قالب هنر است و میخواهد در این جامعه باشد و فیلم بسازد اما روحیه لطیف و زود رنجش تحمل بسیاری از ناملایمات را ندارد و زود قهر میکند. هر مسئول دولتی که با اهل هنر سروکار دارد باید سعه صدر و تحمل داشته باشد و بداند با هر هنرمند چگونه رفتار کند تا طرفین به اهدافشان برسند. البته در این مسیر سختی هایی هم وجود دارد چون ممکن است اعتقادات برخی هنرمندان با آنچه جامعه نیاز دارد و یا سیاستگذاری ها میگوید  متفاوت باشد و یا اصلا سر عناد داشته باشند و زیربنای قانون و دولت و نظام را قبول نداشته باشندکه به نظرم همین هم باید شفاف باشد تا تشخیص سره از ناسره برای همگان روشن باشد. دیگر اینکه جواد شمقدری باید از باند بازی و تفرقه اندازی در بین سینماگران بشدت جلوگیری کند .  جواد شمقدری مثل مسئولی می ماند که تا دیروز مدیر یک گروه کوچک و یامجتمع  و شرکتی بود اما حال مسئول سینمایی کشور  است که مسئول همه مجتمع ها و شرکتها و آدمهایی است که در سینما هستند است  که باید با آنهابه گپ و گفتگو بپردازد . ممکن است در گذشته بدلایی با یک مجتمع و یا شرکتی و یا فردی دشمنی  داشته اما حالا وظیفه دارد با مهربانی  و صمیمت با آنها سخن بگوید و خدمات بدهد و اگر مسئولی اینگونه رفتار کرد عین عدالت اسلامی  است. در این میان گروهی بنام "هیات هنرمندان مسلمان " حضور دارند که از نزدیکان جواد شمقدری محسوب می شوند . معتقدم اینان جمعی از دلسوزان به نظام و انقلاب هستند که در عرصه هنر کج دار مریض دستی دارند اما از دید یک مقام مسئول همه هنرمندان ایران اسلامی نباید اینان باشند. یک واقعیت تلخ را متولیان هیات باید بپذیرند که در جذب هنرمندان حتی خودی ها هم متاسفانه موفق نبوده اند و تاسف بارتر از آن اینکه گاهی عامل همین باند بازی و تفرقه ها رفتار ها و گاه کلام های برخی از متولیان همین هیات بود . نکته اخر اینکه شرایط دولت دهم بسیار سخت تر از شرایط دولت نهم است . چون شاید در عرصه های مختلف اجتماعی سیاسی و اقتصادی گام های موثر و مفیدی برداشته شده اما در عرصه فرهنگ و هنر آنچه که به ظاهر دیده می شود پس رفت و عقب ماندگی است و این مشکلات را بیشتر کرده است . لذا به چند حرکت موثر و مفید در سینما نیازمندیم تا یک تحول اساسی و زیر بنایی در عرصه فرهنگ و هنر با همین نیروهای هنرمند داخل کشور که شاید ۹۰ درصدشان به شخص دیگری رای داده باشند احساس شود . این حرکت شدنی است اما نباید از هیاهوها و بیانیه ها ترسید. ترس برای کسانی است که فکر و برنامه نداشته باشند.

 

+ نوشته شده توسط در 88/07/12 و ساعت |

نردبام آسمانامسال امسال در ماه مبارك رمضان  شاهد برنامه ريزي متفاوتي از سوي مديران صدا و سيما بوديم . بجاي پخش چندين سريال متفاوت و گاه شبيه به هم- از همه شبكه ها- فقط شاهد پخش سه سريال آنهم گاه نا مرتبط با ايام ماه مبارك رمضان بوديم . تغيير سياست ها اگر بر اساس برنامه ريزي درست و مطلوب باشد پسنديده و قابل بررسي است و به نظر ميرسد اينگونه بوده چون مدتي است كه پخش سريالها معطوف به مناسبتي خاص نيست بلكه در طول ايام سال مردم شاهد پخش سريالهايي هستند كه به ظاهر بايد در مناسبتي خاص پخش مي شد اما در ايام معمول پخش شد وبا استقبال هم روبررو گرديد . بنابراين اعمال اين سياست نشات گرفته از يك نگاه دقيق و كارشناسي است اما اينكه كارگردان و يا ساير عوامل يك سريال در تاثيرگذاري و جذب مخاطب چقدر مفيد و موثر عمل كردند بحث ديگري است كه با بررسي سريالهايي كه در ماه رمضان گذشته پخش شد ميتوان به اين ارزيابي رسيد.

امسال شبكه سه طبق معمول به سمت مضون و قصه هايي بسيار ساده و راحت گام برداشت و با پخش" پنجمين خورشيد "سعي كرد  عموم را به سوي خود بكشاند اما با شناختي كه از افخمي ( كارگردان اين سريال )با ساير آثار گذشته اش وجود دارد گامي موفق و روبه جلو براي او محسوب نشد هرچند نميتوان از بكر بودن سوژه و نگاه ظريف سريال نسبت به جامعه غافل بود اما انتخاب يك مضمون جذاب صرف نميتواند پاسخگوي همه نيازهاي مخاطبين و منتقدين باشد . ساختار بسيار ضعيف هم از لحاظ كارگرداني وهم فيلمنامه نويسي افخمي را همانند مضمون سريال اش بيست و اندي سال به عقب برد. با ديدن اولين و دومين قسمت سريال يعني آنجا كه متوجه مي شويم قرار است جامعه بيست و اندي سال قبل با جامعه امروز مقايسه شود ذهن ها آماده مي گردد تا شاهد شيريني ها و تلخي هاي  جذاب و فراواني در اين سي روز باشيم اما تنها بسنده ميشود به زندگي چند نفر ومحيط يك خانه و گارگاه مكانيكي و چند رزمنده و كميته هاي قديم و تاكسي هاي سمند جديد آنهم با نگاهي بسيار گذرا و ساده كه در همان نگاه اول متوجه مي شويم بيست و اندي سال پيش چگونه بوديم و امروز چگونه هستيم و ديگر ادامه دادن خسته كننده است . قصه كه لو رفت ديگر كشش و چذابيتي براي ادامه وجود ندارد مگر آنكه بخاطرگذران اوقات بعد از افطارتسليم جعبه جادويي شويم .گاهي احساس مي شد كه انگار كارگردان و نويسنده اي وجود ندارد و همانند كلافي است كه در يك مسير مشخص رها شده تا بظاهر گره هاي آن باز شود در صورتيكه اصلا گره اي وجود ندارد ! انتظار از افخمي بيش از اين بود بخصوص در انتخاب بازيگر مي توانست افراد مناسب تري را انتخاب كند  نه مثل حميد گودرزي كه در اين سي شب كوچکترين انعطافي در بازي هايش ديده  نشد و انگار با عجله آمده بود تا نقشي را آبكي بازي كند و برود!

سريال " عبور از پاييز "هر چند از ريتم كند و كش دار و خسته كننده اي برخورد دار بود اما وقتي به عمق آن تعمق مي كردي مشخص بود با تلاش كارگردان و تهيه كننده و ساير عوامل هم مضمون و محتواي پسنديده اي داشت و هم از ساختار و كارگرداني نسبتا خوبي برخوردار بود .هر چند جامعه با چنين پديده  گسترده اي روبرو نيست اما ميتوانست برخي رفتار ها و كردارهاي غلط خود را در داستان اين سريال بيابد و با آن مقايسه كند. تلويزيون با صحنه تئاتر بسيار متفاوت است هرچند شاهد پخش تله تئاتر هايي از تلويزيون هستيم اما ساختار آن قابل مقايسه با يك تئاتر معمولي نيست بنابراين اگر "عبوراز پاييز" از اين ساختار پرهيز ميكرد و به ساختار يك سريال تلويزيوني نزديك مي شد ديگر تماشاگر احساس نميكرد ميتواند وسط پخش سريال به خود انتراكت داده و لحظاتي به شبكه هاي ديگر مراجعه كند و اگر برگرد اتفاقي نمي افتد . در اين ميان نميتوان بازي هاي خوب برخي بازيگران سريال را ناديده گرفت اما اي كاش جليلوند با آن صداي ماندگارش كه خاطرات زيادي را زنده ميكند همچنان در همان گوشه استوديو دوبله نقش آفريني ميكرد.

سريال متفاوت امسال " نردبام آسمان" كار امير حسين لطيفي بود كه بجاي پرداختن به برخي مضامين معناگراي ماه رمضان به سرنوشت تاريخي يكي از مفاخر مي پرداخت اما تماشاگر مي توانست  در مسير زندگي غياث الدين با مفاخر ايرانيان و رفتارهاي غلط و ناپسند مدعيان و دينداران و حكومتيان در مقابل او آشنا شده و در مسير داستان نيز از معنويت دروني سريال نيز حظ و لذت ببرد.رمز موفقيت اين سريال در گام اول هوشمندي و زيركي امير حسين لطيفي بود كه معمولا در همه آثارش اين تيزبيني ها وجود دارد.او با انتخاب قالبي جذاب و ريتمي تقربيا تند ونوآوري هايي در گويش ، ادبيات ، قصه و انتخاب بازيگراني متفاوت اما دلنشين و جذاب توانست امتيازات مثبتي را بدست آورد و گام دوم موفقيت اين سريال استفاده از شخصيت هايي همچون دكتر ولايتي بعنوان كارشناس و خبره د ر اين امور و جسارت و شهامت تهيه كننده در نظارت و كنترل و مديريت بر توليد اين اثر تا حصول نتيجه مثبت بود. ديدن آثار تاريخي حوصله ميخواهد و مخاطبين خاص خودش را دارد اما نردبام آسمان نشان داد ميتوان سريالهاي تاريخي را بگونه اي ساخت كه تماشاگر علاقمندش از ميانه راه از او جدا نشود و بر مخاطبينش نيز افزوده گردد.. پخش اينگونه سريالها بصورت فشرده و مفيد در يك تايم سي روزه  به نظرم گام موفق و مثبتي بود.. شايد اين تنها سريال تاريخي بود كه تماشگر آن را در ميانه راه رها نكرد و به سرنوشت اش توجه داشت.

+ نوشته شده توسط در 88/06/31 و ساعت |

مجیدی  گبرلوهنرمندان هنرمندان هر سرزمين، از جمله افرادي هستند كه به واسطه ذوق و هوش هنري و درك صحيح از محيط و نگاه تيزبينانه به رفتارهاي اجتماعي، همواره آينده را دقيق‌تر از ديگران به تصوير كشيده و به عنوان بخشي از نخبگان هر جامعه، اگر چه در زمان‌هايي مورد بي‌مهري قرار مي‌‌گيرند. لیکن براساس ذهن خلاق خويش تحليلي نزديك‌تر به حقيقت از سرانجام فرآيندهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و ... ارائه مي‌‌دهند. چه بسا كه در بسياري از وقايع و حوادث روزگار، هنرمندان و نويسندگان و مرتبطان با حوزه فرهنگ همواره در اين بخش پيشگام‌تر از اهل سياست بوده‌اند و تنها به دليل غربتي كه هميشه دامن‌گير اصحاب فرهنگ و هنر بوده است ناخواسته از عرصه تاريخ حذف شده‌اند!اين مقدمه كوتاه بهانه‌اي بود براي گشايش پنجره‌اي جديد و راهيابي به راهكاري عملي براي خروج جامعه هنري و حتي سياسي از انفعالي كه پس از انتخابات رياست‌جمهوري و به واسطه رويدادهاي تلخ روزها و ماه‌هاي اخير، اصطلاحا در ميان برخي فعالان حاكم شده و سخنان مجيد مجيدي، فيلمساز كشورمان در نشست صميمي روز سه‌ شنبه اهالي هنر با مقام معظم رهبري نيز مؤيد آن است.اگر چه بغض و اشك مجيدي همراه با گله‌هاي وي نزد رهبري، در جايگاه خود محل بحث و تامل است ليكن حضور وي و ساير سينماگران هم راي ايشان به رغم صدور انواع بيانيه‌ها، دست‌نوشته‌ها و اظهار نظرات تند و بي‌پروا كه در برخي مواقع حاكي از عصبانيت اين دسته از دوستان بود، نشاني از درايت، دلسوزي و تصميم مدبرانه‌اي بود كه شايد در طول اين مدت انتظار آن از مردان سياست بيشتر مي‌رفت تا اهالي فرهنگ و هنر! رجوع به پيشگاه مقام معظم رهبري به عنوان بالاترين شخصيت كشور حتي براي گله‌گذاري از وضعيت موجود جامعه و ذكر معايب و اشكالات از روند اجرايي بسياري از نهادها و دستگاه‌هاي دولتي، در حكومت شيعي امري تحسين برانگيز است كه نمونه‌اي صريح و واضح از آن را جامعه هنري در نشست اخير شاهد بودند.به نظر مي‌رسد مجيدي برخلاف رهبران سياسي تشنج‌هاي اخير كه به رغم توصيه‌هاي موكد مقام معظم رهبري همچنان در تهييج افكار عمومي به انحاء مختلف تلاش مي‌كنند و بدون منطق و استدلال راه را براي فتنه‌آفريني‌ها و دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب هموار مي‌سازند، راه درست را در طرح مستقيم ديدگاه‌هاي اعتراضي خود نزد مقام معظم رهبري و كمك طلبيدن از ايشان براي ارائه راهكار و رهنمود يافته است.او به خوبي درك نموده است كه اگر چه برخي بداخلاقي‌ها و رفتارهاي ناپسند و عجولانه، طعم شيرين حضور ميليوني مردم در انتخابات را به كام همه اقشار جامعه تلخ نمود وليكن جامعه هنري به عنوان نخبگان پيشروجامعه اسلامي ايران مي‌تواند با رفع معايب و معضلات موجود، با تزريق نشاط و پويايي، از رخوت و به تعبير مجيدي «حال بد» گريخت و در جهت تقويت وحدت ملي گام برداشت.فراموش نكنيم كه نشست اخير در حالي برگزار شد كه التهابات جامعه هنري طي چند ماه اخير به‌وضوح بروز داده شده و اختلافات سليقه‌اي و به عبارتي حزبي ميان هنرمندان آن هم با در نظر گرفتن روحيه حساس و شكننده اين دسته از مردم در اوج خود به سر مي‌برد.نشستي كه به‌رغم اختلافات مذكور با حضور هنرمندان دلسوز نظام و انقلاب برگزار شد و به دور از برداشت‌‌هاي افراطي از طيف‌هاي مختلف سياسي، لطافتي نهفته در خود داشت كه اگر آن را بي‌سابقه بدانيم سخن به گزاف نگفته‌ايم. هنرمندان بار ديگر ثابت كردند كه براي حفظ ايران اسلامي بايد حكيمانه رفتار كرد تا فرصت‌طلبي‌ها مهار شود

+ نوشته شده توسط در 88/06/26 و ساعت |

مجیدی  گبرلو(عکس فوق مربوط به مراسم دیگری است )عصر امروز جمع كثيري از نويسندگان و هنرمندان كه در عرصه دفاع مقدس فعاليت داشتند مهمان آقا(رهبرانقلاب اسلامی) بودند تا پس از گفتگويي رودرو نمازمغرب و عشا را اقامه كرده و افطار را با ايشان صرف كنند.ساعت سه و نيم جلوي درب فلسطين حاضر شدم  تا با دوستي كه كارت ملاقات در اختيارش بود وارد حسينيه شويم . جلوي درب ورودي كه منتظر بودم تا دوستم برسد متوجه شدم جمعيت كثيري برخلاف انچه كه گفته بودند و در ذهن داشتم دعوت شده اند از فيلمسازان گرفته تا نويسندگان ادبیات و تئاتري ها و گرافيست ها و عكاسان و مجمسه سازان و برنامه سازان تلويزيوني و سرداران سالهاي دفاع مقدس ، حتي ازهنرمندان شهرستاني هم آمده بودند.مشخص شد کارت دعوت در اختیار چند متولی فرهنگ و هنر از جمله ارشاد و انجمن سینمای دفاع مقدس و بنیاد حفظ آثار و...بوده و آنان بر اساس لیست خود افراد را دعوت کرده اند. جلوي درب فلسطين نمايندگاني از نهادي دفاع مقدس و يا ارشاد حضور داشتند كه كارت را در اختيار مهمانان خودشان قرار ميدادند. ولي بهرحال جمع خوبي بود ، به نوعي ديدارها تازه شد و اکثریت كساني بودند كه سالهاست در عرصه دفاع مقدس فعال هستند اما درگيريهاي كاري مانع از ملاقات يگديكر مي شد و اين ديدار بستر مناسبي براي روبوسي و احوالپرسي و بيعتي دوباره و ديداري مجدد با آقا بود. هنگام ورود به حسينيه به عده اي كارت ويژه تر ميدادند تا بتوانند دررديف هاي جلو قرار بگيرند . راس ساعت 5  هنوزجمعيت درحال جابجايي بود که آقا آرام و بدون همراه و يا محافظي كه معمولا اين ايام در عكس ها ديده ميشود وارد شدند و جمعيت جلو ناگهان صلوات فرستادند. اينجا بود كه مابقي جمعيت متوجه شدند و همگي شعار صل علي محمد .... سر دادند . برنامه با تلاوت قران و سپس شعر خواني مجري برنامه اكبر نبوي آغاز شد. قرارشد به ترتيب نوبتي كه از قبل تعيين شده عده اي براي سخنراني كوتاه و ارايه نقطه نظرات  دعوت شوند . اولين نفر حبيبب احمد زاده بود كه به صراحت بيان در خاطرات دفاع مقدس مشهور است  اما برعكس فقط  به ذكر خاطره اي از حضورش در جنگ اشاره داشت و تلويحا بيان كرد" نبايد حركت هاي نابجايي انجام شود كه باعث خشنودي دشمنان گردد" و بعد نوبت مرتضي سرهنگي نويسنده و محقق معروف شد . اوكه آرام و متين سخن مي گفت معتقد بود" ادبيات جنگ درسالهاي دفاع مقدس و بعد از آن ساخته نشده است بلكه متولد شد. بنابراين براي حفظ و يا رشد اين ادبيات نياز به وكيل و وزير نيست بلكه نياز به پدري است كه دلسوز باشد ." انسيه شاه حسيني هم كه مدعي است آدم رك و سريع الهجه است نفربعد بود كه او هم به خاطره اي از شهيد علم الهدي پرداخت و گفت" نبايد كاري كنيم كه از رفتار خود شرمنده باشيم." حميد شريفي گرافيست  نفربعدي بود كه به حوزه تخصصي خود پرداخت و معتقد بود" مشكل عمده اين رشته اين است كه مديران انتصابي مختصص رشته مورد نظر نيستند" و بعد سعيد قاسمي مرد همچنان در سنگر پشت تربيون رفت و خيلي زيبا  به حركت هاي فرهنگي بعد از سالهاي دفاع مقدس پرداخت و معتقد بود "حركت فرهنگي در كشور مركز فر ماندهي و يا خط مشخص مبارزه و دفاع ندارد". مسعود فراستي منتقد نيز اين بار هم مثل هميشه به انتقاد از سينماگران و مسئولان و جشنواره هاي خارجي پرداخت ومعتقد بود "در عرصه فرهنگ و سينما جريان پويايي كه ارزش ها و آرمانها را با خود داشته باشد نمي بيند ." اكبر نبوي كه قرار بود نقش مجري را ايفا ميكرد" با انتقاد از سخنرانان جلسه كه چرا صريح و منتقدانه حرفهاي دل خود را بيان نميكنند خود نيز به ايراد سخن پرداخت و خيلي مستدل به ضعف بودجه نويسي كشور در خصوص فرهنگ و سينما پرداخت ." دكتر سنجري سخنران بعدي بود كه برخلاف برخي دوستان كه عرصه فرهنگ دفاع مقدس را خيلي منفي ديده بودند  مستدل و مستند به توليد فراوان برخي آثار مكتوب وتصويري در خصوص دفاع مقدس پرداخت و معتقد بود "مواظب باشيم بعضي ضعفها ما را از قله هايي كه ايجاد كرده ايم دور نگه ندارد." در اين هنگام نبوي از مجيد مجيدي دعوت كرد كه پشت تربيون قرار بگيرد . او كه تقريبا بعد از شروع برنامه به جمع پيوسته بود ابتدا اعلام كرد تبركا اينجا آمده و در عرصه دفاع مقدس فعاليتي نداشته است وسپس درحالي كه لحن آرام اما غمگيني داشت مطالبي را بدين مضمون گفت :" تبركا اينجا آمدم ... طعم روزهاي زيباي دفاع مقدس همه ما را دلتنگ ميكند... حال آن روزها من را دچار افسردگي مي كند.. هم اكنون بر ما چه مي گذرد...دوراني كه پر از شور و شعف بود. دوراني كه كسي زور نمي زد صف اول باشد ، نامش در تيتر اول باشد ، همه تلاش ميكردند مخفيانه كار بكنند، كسي نبيند كه چه كسي كفش شان را واكس ميزند ، مردمي كه نداشته شان را تقسيم ميكردند... براستي چه شد آن روزها ... آن روزهاي زيبايي كه اسم شان  را بگذاريم روياهاي سرزمين من ، سرزمين ايران... انگار جنگ واقعي كه پر از كينه است الان دارد اتفاق مي افتد ... كسي آن موقع به كسي تهمت نميزد ، همديگر را متهم نميكرد . حال چرا اينجوري است ... " مجيدي در اين لحظه ناگهان بغض كرد و با صدايي اشك آلود خطاب به آقا گفت :" آقا ما دلتنگ ايم . آقا من حالم خوب نيست .. كجا داريم ميرويم ...چرا به چنين روزيي افتاديم ... چكار مي كنيم ..." و سپس در آرامش ادامه داد " همه چي را داريم قطعه قطعه مي كنيم ... آن رشادتها كجا رفتند ... غرور ما را گرفته ... ماچيزي از خودمون نداريم هر چه داريم متعلق به شهداست و مرداني كه پايمردي كردند تا ما در عرصه هاي مختلف قدم برداريم . قهرمان واقعي ما آنها هستند ... " و سپس دوباره با حالت بغض گفت "آقا من حالم خوب نيست ... حال خيلي از فيلمسازها خوب نيست ... خيلي از فيلمسازها امروز نيامدند و البته دليلش بي حرمتي نبود بلكه مايل بودند در موقعيتي مناسبترحضورتان بيايند و حرفهاشان را با آقا بزنند ... همه دارد از دست ميرود... داشته و نداشته هاي ما دارد از بين ميرود ... چرا همديگر را متهم ميكنيم ... همه چي يكطرفه است... من همين جا اعلام ميكنم تلويزيون حق ندارد اصلا تصوير من را پخش كند. براي اينكه مجيدي را ميبرد در ليست سياه ... من هيچي ندارم . هرچي دارم از مردم و انقلاب است ... اگر درايت و تدبيرخردمندانه شما نبود هر كاري ميخواستند ميكردند... من آن ليست را ديدم ... تلويزيون حق ندارد حتي در مديريت جديد هم حق ندارد تصوير من را پخش كند ... همه ضررها بخاطر اين است كه عصر خودمان را فراموش كرديم ...به يك وضع نامتعادلي رسيديم ، به يك وضع بي اخلاقي ، فضاي دروغ ، تهمت ... فيلمي كه من ساخته بودم سه بار اعلام كردم اين خانم هنرپيشه نيست اما سه بار در رسانه هاي رسمي اعلام كردند هنرپيشه است ... چرا به اينجا رسيديم .بخاطر اينكه از ريشه ها جدا شديم ، تهي شديم ريشه هايي كه متعلق به ائمه معصومين است ... روز به روز از معنويت فاصله گرفتيم، به شعار زدگي محض رسيديم ، در آن دوران زيبا ما اينجوري نبوديم. اميدوارم به لطف پروردگار و خون شهدا و عزيزاني كه پشتوانه انقلاب بودند ما برگرديم به عصر خودمان ، به باورهاي عصر خودمان كه ايران سربلند و پر از اميد داشته باشيم" پس از سخنان مجيدي در حالي كه سكوت جلسه را فرا گرفته بود آقا با آرامش و مهربانی مطالبي را بدين مضمون  فرمودند " آقاي مجيدي بخاطر هنرمند بودنشان روح لطيف دارند و خيلي حساس هستند. من اين حرفها را قبلا هم از ايشان شنيده بودم و اشك ايشان را كه از خلوص بود ديده بودم... آن روزي كه روزهاي دفاع مقدس بود همان روزها هم همين جور دعواها بود ، خيال نكنيد نبود ، به حافظه مراجعه كنيد اين دعواها بود. خودم جبهه بودم وگاهي از تهران ميامدند نكاتي را مي گفتند بعد ديدم در سالهاي 63 64 65 هم  بچه ها در كتاب خاطرات خود نيز به آنها اشاره ميكردند...آن موقع كنار آن بهشت، جهنمي بود الان هم كنار اين جهنمي كه شما حس ميكنيد بهشت هايي وجود دارد ." دراين بين طلبه جواني اجازه خواست سخن بگويد و بدون توجه به فضاي جلسه به نحوه اداره جلسه و سطح ضعيف سخنراني ها اشاره كرد كه اقا فرمودند من هم مثل يكي از شما حاضرين هستم و اگر به نحوه اداره جلسه اعتراض داريد بايد به آن آقا بگوئيد (اشاره به  نبوي) كه آن طلبه پذيرفت و به سمت نبوي رفت در اين بين يكي از فرماند هان سپاه بلند شد و اصرار كرد خاطره اي بگويد و هرچه اقا خواست كه تابع نظم جلسه باشد نپذيرفت و خاطره خود را با صداي بلند از ته سالن نقل كرد . او به نحوه شهادت يكي از پاسداران  توسط ضد انقلاب دريك مجلس عروسي  با خاموش كردن دهها سيگا ربر روي بدنش اشاره كرد و گفت" هنر امروز با سالهاي دفاع مقدس فاصله دارد ." سپس آقا فرمودند" ايشان مرتضي قرباني فرمانده لشكر 25 كربلا هستند كه در آن زمان روزي پيش من آمدند و با لهجه اصفهاني گفتند (آقا با لهجه اصفهاني جمله قرباني را اينگونه نقل كردن ) آقا چند تا اسير زن گرفتيم ... آقا كنيزست!!" و همه حضار خنديدند و سپس آقا ادامه دادند" خاصيت هنرمند اين است كه آنچه را چشم معمولي نمي بيند ببيند ... خاصيت دل لطيف هنرمند اين است كه شامه حساس اش بوهاي بد را كه خيلي ها حس نميكنند حس كند و هشدار بدهد... اين رويه را كاملا تائيد ميكنم. اين هشدار ها براي من دلنشين است اما مراقب باشيد اين نگاه بد بينانه و تا حدودي واقعيانه شما را مايوس نكند ... توقع و انتظار از شما هنرمندان زياد است و بدانيد كه مي توانيد ..." در ادامه مراسم نبوي اعلام كرد چون وقت كم است ممكن است برخي براي صحبت حذف شوند و از آقا كسب تكليف نمود كه چه كنيم؟ آيا به صحبت هاي حاضرين ادامه دهيم يا اينكه از محضر شما فيض ببريم كه آقا فرمودند هر جور برنامه را تنظيم كرده ايد ادامه دهيد. در اين بين برخي حاضرين به نحوه انتخاب سخنرانها  اعتراض كردند: ازجمله يكي از هنرمندان شهرستاني  بلند شد وگفت "ما هنرمندان شهرستاني هميشه در اين مراسم ها نقش سياه لشگر را بازي ميكنيم." برخي مايل بودند سخن بگويند و برخي مايل بودند سخنان آقا را بشنوند كه نبوي طالب زاده را پشت تريبون دعوت كرد. طالب زاده با اشاره به اينكه در جامعه نياز به انتقاد سازنده داريم اشاره كرد "ما نبايد حرفهاي مردم را فقط در تاكسي و اتوبوس بشنويم بلكه بايد در رسانه ها نيز بشنويم اما در چارچوب قانون ." و سپس خواستار راه اندازي شبكه مستقل براي پخش فيلم هاي مستند در خصوص مسائل روز شد. در ادامه مراسم طلبه جواني كه معترض به اداره جلسه بود پشت تربيون قرار گرفت و از برخي سخنرانان كه ساده و كم عمق سخن گفتند گله كرد و سپس به حركت جديد چند طلبه اشاره كرد كه در مجالس روضه خواني  به توصيف  شخصيت شهداي جنگ نيز ميپردازند ومعتقد بود" حركت نويي در جهت خدمت به شهداست ." سپس نبوي سيد مهدي شجاعي را پشت نربيون دعوت كرد . شجاعي كه با تاخير پشت تربيون قرار گرفت گفت "قرار نبوده  سخنران باشد بنابراين مطالبي را آماده نكرده و فقط به جهت احترام و عرض ادب پشت تربيون قرار گرفته است" و سپس خداحافظي كرد و نشست .مسافر آستانه نفر بعدي بود كه خيلي تند و سريع گزارشي از وضعيت دانشجويان تئاتر را از روي كاغذ خواند و در پايان مسعود ده نمكي كه در حين مراسم نكاتي را به عنوان اعتراض بيان ميكرد خود را به نزديك تربيون رساند و به دعوت نبوي پشت تربيون قرار گرفت . او كه با عجله و تند سخن ميگفت خطاب به آقا گفت" اگر دل بعضي ها گرفته دل ما هم گرفته . چرا از روي ما رد مي شوند و يا ما را هزينه ميكنند ". ده نمكي سپس به وجود جريان مافيا در سينما اشاره كرد و گفت" برخي در سالهاي طولاني گذشته پول هاي فراواني گرفته اند اما اثر درخشاني ارايه ندادند."وی همچنین با تحلیل وضعیت فعلی سینما خروجی نیروهای آموزش دیده از این دروازه را غیر ارزشی و سکولار زده خواند و در پايان اظهار اميدواري كرد  "همانگونه كه در باره جنگ احد و تلخي هاي شكست آن صحبت مي شود روزي بتواند درباره تلخ ترين شكست هاي سالهاي دفاع مقدس نيز براحتي صحبت كند."لحظات پاياني فرا رسيد و در حاليكه نحوه اداره نبوي همچنان مورد اعتراض بود آقا در لحظات كوتاه باقيمانده نكاتي را فرمودند که قابل تعمق و تامل بود.

+ نوشته شده توسط در 88/06/25 و ساعت |