امسال امسال در ماه مبارك رمضان شاهد برنامه ريزي متفاوتي از سوي مديران صدا و سيما بوديم . بجاي پخش چندين سريال متفاوت و گاه شبيه به هم- از همه شبكه ها- فقط شاهد پخش سه سريال آنهم گاه نا مرتبط با ايام ماه مبارك رمضان بوديم . تغيير سياست ها اگر بر اساس برنامه ريزي درست و مطلوب باشد پسنديده و قابل بررسي است و به نظر ميرسد اينگونه بوده چون مدتي است كه پخش سريالها معطوف به مناسبتي خاص نيست بلكه در طول ايام سال مردم شاهد پخش سريالهايي هستند كه به ظاهر بايد در مناسبتي خاص پخش مي شد اما در ايام معمول پخش شد وبا استقبال هم روبررو گرديد . بنابراين اعمال اين سياست نشات گرفته از يك نگاه دقيق و كارشناسي است اما اينكه كارگردان و يا ساير عوامل يك سريال در تاثيرگذاري و جذب مخاطب چقدر مفيد و موثر عمل كردند بحث ديگري است كه با بررسي سريالهايي كه در ماه رمضان گذشته پخش شد ميتوان به اين ارزيابي رسيد.
امسال شبكه سه طبق معمول به سمت مضون و قصه هايي بسيار ساده و راحت گام برداشت و با پخش" پنجمين خورشيد "سعي كرد عموم را به سوي خود بكشاند اما با شناختي كه از افخمي ( كارگردان اين سريال )با ساير آثار گذشته اش وجود دارد گامي موفق و روبه جلو براي او محسوب نشد هرچند نميتوان از بكر بودن سوژه و نگاه ظريف سريال نسبت به جامعه غافل بود اما انتخاب يك مضمون جذاب صرف نميتواند پاسخگوي همه نيازهاي مخاطبين و منتقدين باشد . ساختار بسيار ضعيف هم از لحاظ كارگرداني وهم فيلمنامه نويسي افخمي را همانند مضمون سريال اش بيست و اندي سال به عقب برد. با ديدن اولين و دومين قسمت سريال يعني آنجا كه متوجه مي شويم قرار است جامعه بيست و اندي سال قبل با جامعه امروز مقايسه شود ذهن ها آماده مي گردد تا شاهد شيريني ها و تلخي هاي جذاب و فراواني در اين سي روز باشيم اما تنها بسنده ميشود به زندگي چند نفر ومحيط يك خانه و گارگاه مكانيكي و چند رزمنده و كميته هاي قديم و تاكسي هاي سمند جديد آنهم با نگاهي بسيار گذرا و ساده كه در همان نگاه اول متوجه مي شويم بيست و اندي سال پيش چگونه بوديم و امروز چگونه هستيم و ديگر ادامه دادن خسته كننده است . قصه كه لو رفت ديگر كشش و چذابيتي براي ادامه وجود ندارد مگر آنكه بخاطرگذران اوقات بعد از افطارتسليم جعبه جادويي شويم .گاهي احساس مي شد كه انگار كارگردان و نويسنده اي وجود ندارد و همانند كلافي است كه در يك مسير مشخص رها شده تا بظاهر گره هاي آن باز شود در صورتيكه اصلا گره اي وجود ندارد ! انتظار از افخمي بيش از اين بود بخصوص در انتخاب بازيگر مي توانست افراد مناسب تري را انتخاب كند نه مثل حميد گودرزي كه در اين سي شب كوچکترين انعطافي در بازي هايش ديده نشد و انگار با عجله آمده بود تا نقشي را آبكي بازي كند و برود!
سريال " عبور از پاييز "هر چند از ريتم كند و كش دار و خسته كننده اي برخورد دار بود اما وقتي به عمق آن تعمق مي كردي مشخص بود با تلاش كارگردان و تهيه كننده و ساير عوامل هم مضمون و محتواي پسنديده اي داشت و هم از ساختار و كارگرداني نسبتا خوبي برخوردار بود .هر چند جامعه با چنين پديده گسترده اي روبرو نيست اما ميتوانست برخي رفتار ها و كردارهاي غلط خود را در داستان اين سريال بيابد و با آن مقايسه كند. تلويزيون با صحنه تئاتر بسيار متفاوت است هرچند شاهد پخش تله تئاتر هايي از تلويزيون هستيم اما ساختار آن قابل مقايسه با يك تئاتر معمولي نيست بنابراين اگر "عبوراز پاييز" از اين ساختار پرهيز ميكرد و به ساختار يك سريال تلويزيوني نزديك مي شد ديگر تماشاگر احساس نميكرد ميتواند وسط پخش سريال به خود انتراكت داده و لحظاتي به شبكه هاي ديگر مراجعه كند و اگر برگرد اتفاقي نمي افتد . در اين ميان نميتوان بازي هاي خوب برخي بازيگران سريال را ناديده گرفت اما اي كاش جليلوند با آن صداي ماندگارش كه خاطرات زيادي را زنده ميكند همچنان در همان گوشه استوديو دوبله نقش آفريني ميكرد.
سريال متفاوت امسال " نردبام آسمان" كار امير حسين لطيفي بود كه بجاي پرداختن به برخي مضامين معناگراي ماه رمضان به سرنوشت تاريخي يكي از مفاخر مي پرداخت اما تماشاگر مي توانست در مسير زندگي غياث الدين با مفاخر ايرانيان و رفتارهاي غلط و ناپسند مدعيان و دينداران و حكومتيان در مقابل او آشنا شده و در مسير داستان نيز از معنويت دروني سريال نيز حظ و لذت ببرد.رمز موفقيت اين سريال در گام اول هوشمندي و زيركي امير حسين لطيفي بود كه معمولا در همه آثارش اين تيزبيني ها وجود دارد.او با انتخاب قالبي جذاب و ريتمي تقربيا تند ونوآوري هايي در گويش ، ادبيات ، قصه و انتخاب بازيگراني متفاوت اما دلنشين و جذاب توانست امتيازات مثبتي را بدست آورد و گام دوم موفقيت اين سريال استفاده از شخصيت هايي همچون دكتر ولايتي بعنوان كارشناس و خبره د ر اين امور و جسارت و شهامت تهيه كننده در نظارت و كنترل و مديريت بر توليد اين اثر تا حصول نتيجه مثبت بود. ديدن آثار تاريخي حوصله ميخواهد و مخاطبين خاص خودش را دارد اما نردبام آسمان نشان داد ميتوان سريالهاي تاريخي را بگونه اي ساخت كه تماشاگر علاقمندش از ميانه راه از او جدا نشود و بر مخاطبينش نيز افزوده گردد.. پخش اينگونه سريالها بصورت فشرده و مفيد در يك تايم سي روزه به نظرم گام موفق و مثبتي بود.. شايد اين تنها سريال تاريخي بود كه تماشگر آن را در ميانه راه رها نكرد و به سرنوشت اش توجه داشت.